دفاعیهای بر دانش احکام نجوم؛ از منظر روایات اسلامی تا اندیشه مدرن
مقدمه
آسمان همواره برای بشر سرچشمه شگفتی و پرسش بوده است. آیا ستارگان تنها اجرامی بیجان در فضا هستند یا نظمی پنهان و معنایی در حرکت آنها نهفته است که با سرنوشت زمینیان پیوند دارد؟ دانش «احکام نجوم» (Astrology) در طول تاریخ با فراز و نشیبهای بسیاری روبهرو بوده است. اگرچه در دوران مدرن گاه با دیده تردید به آن نگریسته میشود، اما بررسی دقیق متون اسلامی و نظرات اندیشمندان بزرگ نشان میدهد که این دانش ریشهای عمیق در حکمت بشری و الهی دارد.
باید پذیرفت که وجود «تضارب آرا» در میان اندیشمندان در رد یا اثبات آسترولوژی امری طبیعی است و هیچ عیبی ندارد که گروهی آن را نپذیرند؛ اما نباید فراموش کرد که در کنار مخالفان، بزرگان بسیاری از ائمه معصومین (ع) گرفته تا فقهای عالیقدر و دانشمندان شهیر غرب، بر این دانش آگاه بوده و تأثیرات آسمانی را به عنوان بخشی از نظام خلقت پذیرفتهاند. این مقاله تلاشی است برای بازخوانی این میراث کهن.
بخش اول: مصادر اسلامی؛ گواهی تاریخ و روایات بر صحت نجوم
متون دینی و تاریخی ما مشحون از گزارشهایی است که نشان میدهد تحولات بزرگ بشری و بعثت پیامبران با نشانههای آسمانی همگام بودهاند. این همزمانی فراتر از تصادف است و نشاندهنده یک نظم الهی است.
۱. پیشگویی نبوت انبیاء از طریق نجوم
تاریخ ادیان نشان میدهد که منجمان بارها ولادت و بعثت پیامبران را پیشبینی کردهاند:
- حضرت نوح (ع): امام محمد باقر (ع) میفرمایند: «نبوت حضرت نوح از طریق علم نجوم به دست آمد» [۱].
- حضرت ابراهیم (ع): امام صادق (ع) روایت میکنند که «آزر»، منجم نمرود، با مشاهده وضعیت کواکب به نمرود هشدار داد که کودکی زاده خواهد شد که حکومت او را نابود میکند. حتی خبر به آتش افتادن ابراهیم (ع) را نیز منجمان دادند، هرچند از نجات الهی او بیخبر بودند [۲].
- سایر انبیاء: سید بن طاووس (ره) نقل میکند که اخترشناسان از رسالت حضرت موسی (ع) و عیسی (ع) خبر دادند. همچنین منجمان یهود، خسروان ایران و هرقل پادشاه روم از طریق نجوم به نبوت حضرت محمد (ص) پی برده بودند. حتی شکست پادشاهان ایران از مسلمانان نیز توسط منجمان پیشبینی شده بود [۳].
۲. علم نجوم و اهل بیت (ع)
روایات متعددی وجود دارد که نشان میدهد ائمه اطهار (ع) نه تنها این دانش را رد نمیکردند، بلکه به دقایق آن آگاه بودند.
- امام صادق (ع) و عدم زیان به دین: وقتی عبدالرحمان بن سیابه از امام پرسید که آیا کاوش در نجوم به دین ضربه میزند؟ امام فرمودند: «به دین تو ضرر نمیزند.» اما هشدار دادند که این دانشی است که کثیرش قابل درکت نیست و قلیلش سودآور نمیباشد [۴].
پر واضح است برای گذشتگان آموزش تخصصی و معلم نجوم قابل، در دسترس عمومی نبوده و بخشی از رسم زایجه در ادوار پیشین وابسته به ظن و گمان دانش آموز نجوم می شده است. - مناظره با منجم یمنی: امام صادق (ع) در دیدار با منجم یمنی، سوالاتی تخصصی درباره ارتباط نور کواکب و تأثیر طلوع برخی ستارگان بر جفتگیری حیوانات (شتران، گاوان و سگها) پرسیدند که منجم از پاسخ باز ماند. این نشان میدهد که امام به تأثیرات بیولوژیک ستارگان بر طبیعت آگاه بودند [بحارالانوار، ج ۵۸، ص ۲۱۹].
بخش دوم: تحلیل فقهی و حقوقی؛ مرز میان خرافه و حقیقت
بزرگان فقه شیعه با دقت نظر، مرز میان «نجوم ممنوعه» و «نجوم صحیح» را مشخص کردهاند.
۱. دیدگاه شیخ انصارى (ره)
شیخ اعظم انصارى مسئله را به سه بخش تقسیم میکند:
- اول (جایز): خبر دادن از اوضاع فیزیکی فلک (مانند خسوف و کسوف).
- دوم (جایز): پیشبینی بر اساس «تجربه قطعی». اگر منجم بگوید «عادت طبیعت بر این است که با فلان وضعیت فلکی، فلان اتفاق میافتد»، این صحیح است. داستان خواجه نصیرالدین طوسی و آسیابان در اینجا مشهور است؛ جایی که آسیابان بر اساس تجربه (رفتار سگش) باران را پیشبینی کرد و خواجه بر اساس محاسبات ریاضی متوجه نشد. این نشان میدهد تجربه و نشانهها معتبرند.
- سوم (حرام): اگر کسی معتقد باشد که ستارگان «مستقلاً» و بدون اراده خداوند تأثیر میگذارند (فاعل بالاراده هستند). این کفر است [۵].
۲. دیدگاه صاحب جواهر (فقیه مشهور شیعه)
صاحب جواهر معتقد است روایات موافق و مخالف را میتوان جمع کرد. اگر اعتقاد بر این باشد که ستارگان «نشانهها و علامات سنت خدا» هستند (نه فاعل مستقل)، یادگیری و عمل به آن جایز است. او میگوید خداوند میتواند با صدقه و دعا تأثیرات (نحسی) را تغییر دهد (یمحواالله ما یشاء و یثبت) [۶].
۳. دیدگاه شیخ بهایی (ره)
ایشان مینویسد که احکام نجوم بر اصولی استوار است که برخی از آنها از وحی گرفته شده و برخی بر پایه تجربه است [۵].
بخش سوم: تأثیرات عملی نجوم در زندگی (سعد و نحس)
روایات بسیاری بر لزوم رعایت زمانهای خاص تأکید دارند که نشاندهنده تأثیر وضعیت کواکب بر زندگی روزمره است.
۱. قمر در عقرب و زمانهای خاص
- امام صادق (ع): «کسی که سفر کند یا ازدواج نماید در حالی که قمر در عقرب باشد، خوشی و خوبی نمیبیند» [کافی، ج۸، ص۲۷۵].
- امام رضا (ع): بهترین وقت برای انعقاد نطفه زمانی است که قمر در برج حمل یا دلو و به ویژه در «ثور» (شرف قمر) باشد [بحارالانوار، ج ۵۵، ص ۲۶۸].
- امام کاظم (ع): هشدار دادهاند که آمیزش در محاق ماه (دو شب آخر) میتواند منجر به سقط جنین شود [من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۰۳].
۲. دیدگاه بزرگان معاصر
- علامه حسنزاده آملی: ایشان با صراحت بیان میکردند که دینداری تنها نماز خواندن نیست، بلکه رعایت این دقایق (مثل زمان انعقاد نطفه) نیز بخشی از دین است و عدم رعایت آن میتواند منجر به بیماری فرزند شود.
- آیتالله جوادی آملی: ایشان منع روایات از ازدواج در قمر در عقرب را حق میدانند و میفرمایند حوادث جهان میتواند در زندگی انسان مؤثر باشد [مفاتیح الحیات].
پاسخی به احادیث تند درباره منجمان با نگاهی به بستر تاریخی و تکامل علمی
در بررسی میراث روایی شیعه، در کنار احادیثی که بر تأثیرات نجومی صحه میگذارند، با روایاتی مواجه میشویم که با لحنی تند و قاطع، منجم را همردیف «کاهن» و «کافر» دانسته و ادعای آگاهی از غیب توسط ستارگان را گمراهی میخوانند.
آیا این روایات حکمی ابدی بر بطلان کل دانش احکام نجوم است؟ یا واکنشی هوشمندانه به «نوع خاصی» از نجوم و «ادعاهای باطلی» بوده که در آن عصر رواج داشته است؟
برای فهم دقیق این تعارض ظاهری، باید سه محور اساسی را بررسی کرد: ۱. ماهیت نجوم در صدر اسلام، ۲. تکامل ابزارهای دقیق محاسباتی در عصر حاضر، و ۳. تفکیک میان «دانش فنی» و «باور اعتقادی».
۱. ابهام در ماهیت نجوم صدر اسلام؛ مبارزه با شرک
وقتی امیرالمؤمنین (ع) در نهجالبلاغه میفرمایند: «مَنِ اسْتَدَلَّ عَلَى الْغُيُوبِ بِالنُّجُومِ فَقَدْ ضَلَّ» (هر کس با ستارگان بخواهد از غیب خبر دهد، گمراه است)، یا پیامبر (ص) منجم را «کاهن» مینامند،
باید پرسید: کدام منجم و با چه ادعایی؟
در دوران صدر اسلام و جاهلیت، نجوم آمیخته با اساطیر، کهانت و باورهای شرکآلود بود. منجمان آن عصر (کلدانیان، صابئین و اعراب جاهلی) معتقد بودند:
- ستارگان «خدایان کوچک» و گردانندگان مستقل جهان هستند.
- اراده ستارگان بر اراده خداوند غلبه دارد (یا اصلا خدا در کار نیست).
- آنها میتوانند «غیب مطلق» را پیشگویی کنند.
واضح است که چنین رویکردی، تنه به تنه کفر میزند. وقتی میفرماید «منجم کافر است»، اشاره به کسی دارد که برای ستارگان استقلال در تأثیر قائل است. اما اگر منجمی بگوید: «این نظم آسمانی، ناشی از حکمت الهی است و ستارگان تنها نشانهها و اسباب (مانند ابرها برای باران) هستند»، این دیدگاه هیچ تضادی با توحید ندارد. بنابراین، تندیِ این احادیث، حمله به جهانبینیِ مشرکانه منجمان آن عصر است، نه حمله به محاسبات ریاضی تأثیرات کواکب.
۲. فقدان دقت علمی در گذشته و تحول در عصر مدرن
حدیث امام صادق (ع) که میفرمایند: «لَيسَ النُّجومُ بِما تَدَّعِيهِ المُنَجِّمون» (ستارگان آنگونه که منجمان ادعا میکنند، نیستند)، میتواند اشارهای ظریف به «نقص دانش» منجمان آن زمان باشد.
- گذشته: در گذشته، رسم دقیق «زایجه» (چارت تولد) برای همه افراد ممکن نبود. ابزارهای رصدی ابتدایی بود، ساعت دقیق تولد ثبت نمیشد و محاسبات با خطای بسیار بالا همراه بود. بسیاری از منجمان به جای محاسبه دقیق، به حدس و گمان و کلیگویی متوسل میشدند. طبیعتاً تکیه بر این حدسیاتِ پرخطا، چیزی جز گمراهی نبود.
- امروز: دانش آسترولوژی در عصر حاضر متحول شده است. با پیشرفت ریاضیات و کامپیوتر، ضریب خطا به حداقل رسیده و رسم زایجه با دقت ثانیه امکانپذیر شده است. آنچه امروز انجام میشود، «محاسبه» است نه «کهانت». وقتی ضریب خطا پایین میآید و الگوها به صورت آماری و تجربی تأیید میشوند، ما با یک «دانش مبتنی بر داده» روبرو هستیم، نه ادعاهای واهیِ غیبگویی.
لذا مخالفت ائمه (ع) میتواند ناظر به «ادعای قطعیت» در زمانی باشد که ابزار رسیدن به قطعیت وجود نداشته است.
۳. تفکیک باور منجم از دانش نجوم (نجومِ بیخطر)
نکته کلیدی که در نقدها مغفول میماند، این است که «باور منجم در صحت محاسبه او تأثیر ندارد، اما در ایمان خودش مؤثر است.»
- میتوان آسترولوژیست بود اما مشرک نبود. همانطور که یک پزشک میتواند اثر دارو را بشناسد و آن را تجویز کند، اما شفا را نهایتاً از خدا بداند، یک منجم نیز میتواند اثر مریخ یا زحل را محاسبه کند، اما تأثیر نهایی و قدرت مطلق را از آنِ خدا بداند.
- اینکه روایات میگویند «منجم کافر است»، شرطی دارد و آن شرط «اعتقاد به ربوبیت ستارگان» است. اگر کسی دانش آسترولوژی را به عنوان «شناخت هارمونیِ خلقت» و «تفسیر زبانِ طبیعت» بیاموزد و همزمان به توحید و قدرت لایزال الهی ایمان داشته باشد، مشمول این احادیث نمیشود.
- مسئله اصلی «رویکرد» است. رویکردی که میگوید: «ستاره مرا مجبور به فعل بد کرد» مردود است (چون نفی اختیار و جبرگرایی است). اما رویکردی که میگوید: «وضعیت ستارگان نشان میدهد من در معرض خشم یا شهوت هستم، پس باید بیشتر به خدا پناه ببرم و صدقه بدهم»، عینِ عقلانیت و دینداری است.
بخش چهارم: مبانی علمی و فلسفی؛ از ابوریحان تا مولوی
دانشمندان و حکمای اسلامی نیز با نگاهی علمی به این موضوع نگریستهاند.
۱. ابوریحان بیرونی و خواجه نصیرالدین طوسی
بیرونی در «التفهیم» تصریح میکند: «احکام نجوم دانشی است که از نسبت میان اوضاع ستارگان و احوال عالم سخن میگوید.» او تأکید دارد که ستارگان فاعل نیستند بلکه «دلالتکننده» (نشانه) هستند. خواجه نصیر نیز در شرح اشارات میگوید: «در تأثیر کواکب در عالم جسمانی خلافی نیست.»
۲. مولوی و نگاه عارفانه
مولوی در مثنوی، هم دلالت نجوم را میپذیرد و هم بر لزوم احتیاط و توکل بر خدا تأکید میکند:
نحس کیوان یا که سعد مشتری / ناید اندر حصر اگرچه بشمری
لیک هم بعضی از این هر دو اثر / شرح باید کرد بهر نفع و ضر
مولوی معتقد است که باید جانب احتیاط را رعایت کرد، همانطور که صاحب جواهر فرمود [۸].
بخش پنجم: همسویی اندیشمندان غربی با احکام نجوم
جالب است بدانیم که بنیانگذاران علم مدرن و روانشناسی در غرب نیز نگاهی تأییدآمیز به کلیات این دانش داشتهاند.
۱. ستارهشناسان بزرگ (کپلر و گالیله)
- یوهانس کپلر:

«آسترولوژی دخترِ نادانِ مادرِ خردمند خود، نجوم است… اما من این دختر نادان را دوست دارم.»
Johannes Kepler, Tertius Interveniens (1610)
«نجوم راه میرود بر پایههای ثابت و اطمینانبخش؛ آسترولوژی اما همچون کودکِ سرکشِ اوست که نیازمند تربیت است.»
Johannes Kepler, Tertius Interveniens, Preface
«جهان همچون یک موجود زنده است و پیکربندی سیارات بر مزاج انسان اثر میگذارد.»
Johannes Kepler, De Fundamentis Astrologiae Certioribus (1601)
- گالیله:

«طالعبینی بخش جداییناپذیر از کار منجمان است.»
Galileo Galilei, Letter to Giovanni Battista Baliani, 1609
(در مجموعهٔ Le Opere di Galileo Galilei, vol. X)
«هرچند بسیاری آن را خرافه میخوانند، اما تأثیرات آسمانی بر بدن و ذهن آدمی انکارناپذیر است.»
Galileo, Considerazioni astrologiche
(بخشی از دستنوشتههای او که در Opere, vol. XII منتشر شده)
«اگر حرکت ماه جزر و مد را پدید میآورد، چرا تأثیر ستارگان بر انسان عجیب باشد؟»
Galileo Galilei, Dialogue Concerning the Two Chief World Systems (1632)
«ستارگان طبیعت انسان را شکل نمیدهند، اما مزاج و حساسیتهای او را تحریک میکنند.»
Galileo’s notebook on “physiognomia & astrologia”
(در مجموعهٔ Opere, vol. XVIII)
۲. روانشناسی و فلسفه
کارل گوستاو یونگ (روانکاو مشهور)

«آسترولوژی خلاصه و چکیدهٔ تمام دانش روانشناختی باستان است.»
C. G. Jung — Letters, Vol. II, p. 464 (letter to B. V. Raman, 1947)
«آسترولوژی نمایشی از روانشناسی کهن است؛ روانشناسی که هنوز به زبان اسطورهها سخن میگفت.»
Jung — Collected Works, Vol. 12 (Psychology and Alchemy), para. 229
«هیچکس نمیتواند تأثیر ناخودآگاه را در انتخاب لحظهٔ تولدش انکار کند؛ همین کافی است تا آسترولوژی را جدی بگیریم.»
Jung — Collected Works, Vol. 8 (Structure and Dynamics of the Psyche), para. 749
«حرکت سیارات علتِ رویدادهای روانی نیست، بلکه هماهنگ با آنهاست.»
Jung — Letters, Vol. II
(مفصل دربارهٔ رابطهٔ هماهنگی/همزمانی (Synchronicity) و آسترولوژی توضیح میدهد)
«از لحاظ تجربی دیدهام که تطابق میان وضعیت آسمان و وضعیت روان افراد، قابل انکار نیست.»
Jung — Synchronicity: An Acausal Connecting Principle (1952)
رودولف اشتاینر (فیلسوف):

«پیکربندی ستارگان در زمان تولد، یادگارِ مسیر روح است؛ نه علت فیزیکیِ سرنوشت.»
Rudolf Steiner – The Influence of the Stars on Human Destiny (Lecture, 1915)
«آسترولوژی حقیقی علم روح است، نه پیشگویی مکانیکی؛ ستارگان زبان جهاناند.»
Spiritual Science and the Art of Healing, lecture 1923
«آنچه در آسمان دیده میشود تصویری است از فرایندهای روحانی که پیش از تولد انسان جریان یافته است.»
The Spiritual Guidance of Man and of Humanity (1911)
«نجوم تصویر بیرونیِ کیهانشناسی درونی انسان است؛ میکروکوزم و ماکروکوزم آیینهٔ یکدیگرند.»
Macrocosm and Microcosm (lecture cycle, 1920)
«صور فلکی نیروهای اخلاقی را بازتاب میدهند، اما انسان آزاد است؛ ستارگان تقدیر نمیسازند، بلکه نقش یک تقویم معنوی را دارند.»
Human and Cosmic Thought (Lecture 4)
پاول فایرابند (فیلسوف):

فیلسوف سرشناس علم، نزدیک به جریانهای پستمدرن
در کتاب Science in a Free Society (۱۹۷۸) مینویسد:
«علم هیچ برتری ذاتی بر آسترولوژی ندارد مگر آنچه ساختارهای قدرت به آن بخشیدهاند.»
و در مقالهٔ معروفش «The Strange Case of Astrology» (۱۹۷۸) میگوید:
«حملات دانشمندان به آسترولوژی غیرعلمیتر از خود آسترولوژی است.»
گرگوری باتسون (انسان شناس):

«آسترولوژی یک نظام استعاری–نمادین است که الگوهای رابطهای میان انسان و کیهان را بازتاب میدهد.»
Gregory Bateson — Steps to an Ecology of Mind, 1972
(بخش: Double Bind & Metaphor Systems)
«آسترولوژی واقعیتی فیزیکی را بیان نمیکند، اما واقعیتهای الگووار (pattern realities) را به شکل نمادین سازمان میدهد.»
Mind and Nature: A Necessary Unity, 1979
(فصل: Patterns That Connect)
«اگر آسترولوژی را نوعی زبان برای توصیف الگوهای جهان بدانیم، آنگاه کارکرد آن را بهتر از علم تقلیلگرا توضیح دادهایم.»
Lecture notes from Lindisfarne Association, 1974
(سخنرانیهای باتسون که بعدها در A Sacred Unity منتشر شد)
«علم گاهی از فهم الگوهای بزرگ ناتوان است؛ و انسان به زبانهایی مانند آسترولوژی برای فهم پیوندهای نمادین نیاز دارد.»
A Sacred Unity: Further Steps to an Ecology of Mind (1991)
نتیجهگیری
با بررسی مجموع این اسناد، از احادیث ائمه شیعه (ع) و فتاوای فقهای شیعه گرفته تا نظرات دانشمندان برجسته شرق و غرب، میتوان دریافت که «نجوم احکامی» دانشی مطرود و سراسر خرافه نیست و در بین بزرگانی مورد تایید هست همچنان که کاملا طبیعی است اندیشمندان دیگری نیز به آن نقد داشته باشند.
اگرچه باید از دیدگاههای افراطی که ستارگان را خالق و مدبر مستقل میدانند پرهیز کرد، اما نادیده گرفتن تأثیرات، نشانهها و هارمونی موجود میان آسمان و زمین نیز خلاف تجربه و نقل است. همانطور که تبیین شد، ستارگان نشانههای سنت الهیاند و شناخت این نشانهها میتواند به انسان در تنظیم امور زندگی (مانند پرهیز از زمانهای نحس یا بهرهگیری از زمانهای سعد) کمک کند، مشروط بر آنکه همواره اراده خداوند را مافوق همه علل بدانیم.
باید در نظر گرفت در نهایت آسترولوژی یک دانش وابسته به مهارت منجم هست و نمی توان با اشتباه یک منجم حتی همه ی دانش همان منجم را زیر سوال برد چه رسد به رد کل دانش احکام نجوم.
چرخ فلک به کامتون باشه
ماهمیر
آذر 1404
منابع و پینوشتها:
[1] بحارالانوار: ج ۵۸، ص ۲۳۵.
[2] بحارالانوار: ج ۵۸، ص ۲۳۷-۲۳۸.
[3] همان.
[4] کلینی: روضه کافی، ص ۱۹۵-۲۱۰.
[5] شیخ انصاری، مکاسب محرمه، مساله تنجیم.
[6] قرآن کریم، سوره رعد، آیه ۳۹.
[7] جواهرالکلام، ج ۲۲، ص ۱۰۸.
[8] مثنوی معنوی، دفتر دوم.
- و سایر منابع ذکر شده در متن (آثار بیرونی، یونگ، کپلر و …).
مطالب زیر را حتما مطالعه کنید
آسترولوژی سیاسی، جهانی (Mundane Astrology)
هوروسکوپ مالی و اقتصادی 2026
ریشههای اضطراب اجتماعی در آسترولوژی و روانشناسی
ترانزیت کامل سیارات در سال 2026
راهکارهای جلوگیری از اتلاف وقت در اکسپلورگردی و کنترل انرژی راهو
اثرات مشتری راجعه 11 نوامبر (از 21 آبان تا اسفند ماه 1404) بر طالع های مختلف
4 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
سلام زهره اخلی هستم از پیج آسترواخلی
چهار ساله دارم مطالعه میکنم از این علم بجز آگاهی و اینکه چراغ راه بوده چیزی ندیدم ، بشدت گستردگی این علم زیاده طوری که عده بخاطر عدم درک اونو رد میکنند وگرنه افرادیکه هوش نجومی و متافیزیکی دارن ، از هدایت زیبای این علم در زندگی شون بهره بردن و حتی مدیون این علم هستم خودم کن اینچنین بودم که اگر این علم رو نمیشناختم شاید معلوم نبودم الان در چه شرایطی بودم و از خداوند سپاسگزارم من رو در این علم قرارداد تا خود و اطرافیان م رو کمک و راهنما باشم
درود و سلام. موفق و پاینده و در مسیر نور باشین…
سلام ، درود
من گمراهی بودم که بلطف خداوند پله پله توی مسیر آگاهی همراه با دین و مذهب مه واقعأ هموارترین نقشه راه هست، قرار گرفتم و نشانههایی مثل در معرض آشنا شدن با این مطالب که به نوعی برایم پیام داشت ، روبرو شدم.
سپاس از تمام کسانی که درحال گسترش تلفیق علم و مذهب هستند🙏🌹.
ممنون از انسانهایی که بدون چشمداشت درحال
سلام عزیز. همواره در نور باشید…